سلام عشق مامان و بابا. چقدر روزهای با تو بودن زود میگذرند....... این روزا شما تمام وقت مامانی رو میگیری و من وقت سرخاروندنم ندارم. بیخواب که بودی.. خوبم که شیر نمیخوردی... بداخلاق و دل دردی هم شدی.الهی قربونت برم که شیطون ترم شدی. از بس بیخوابی کشیدم همش سردرد دارم.باباییتم طفلکی دیر میاد و خیلی خستس .این روزام هوا خیلی گرمه و باباییتم که گرماییه و خیلی اذیت میشه و نمیتونه بهم کمک کنه. نمیدونم دلم خیلی گرفتس.با تمام وجودم دوستت دارم ولی از اینکه دارم هی روز به روز از بابایی دور میشم ناراحتم و خیلی تو روحیه ام تاثیر داره. تو عشق کوچیک منی و بابا عشق بزرگ منه.من دوتاییتونو باهمو شاد میخوام.ولی خیلی سخته شاید دارم افسردگی م...